الشيخ رسول جعفريان
776
رسائل حجابيه (فارسى)
كمال فصاحت و بلاغت صحبت مىدارد و مىگويد : يكدسته ايرانى صورت ، و اجنبى سيرت ، آدمىزاد و شيطاننژاد ، انسان لباس و حيوان اساس ، بسيار شدند و به ذهن مردم گوسفند همج فرومىبرند كه ملّت ايران بايد ترقّى بنمايند ؛ يگانه راه و چاره براى تعالى و ترقى اينان ، همانا به رفتن دختران است در مدارس و تعلّم رقص و موسيقى و ورزش در مكالس ؛ « 1 » و اين معنى هم ميسّر نشود مگر به رفع حجاب ؛ زيرا بزرگترين مانع تمدّن و شرافت ايرانى در مقابل ملل عصريه ، همين نقاب است كه مايهء شرمندگى ايرانيان گشته و روى همين اصل نمىتوانيم مقابل ممالك متمدنهء عالم عرض اندام كنيم . نمىدانم يك نفر صاحب عقل و شعور نيست در ميانهء اين همه خلق كه بگويد ، كدام ملّت از رقص نمودن و آوازهخوانى و فحشا و هرزگى كردن ترقّى نموده ، و يا كدام دولت از سياست زنان و مشورت با ايشان آبادان گرديده ، و يا كدام ملّت از علم و صنعت زنان از ذلّت و فقر به عزّ ثروت و غنا فايز گرديده ؟ كدام تجارت مهمّه از مال زنان داراى اعتبار و به مقصود رسيده ؟ يا كدام عاقل منصف گفته كه تحصيل علم و كمال زنان موقوف به كشف ستره و حجاب ايشان است ؟ من يك نفر زن كه دختر مرحوم ملّا عبد اللّه سبزوارى و عيال ملّا عبد الرحمن هراتى مىباشم كه همه مرا به خوبى مىشناسيد ؛ فعلا به حمد اللّه از علوم فارسى و عربى از تجويد و فقه و تفسير و حديث و اصول و فروع احكام مىدانم به قدر كافى و زياده ، در صورتى كه مدرسهء من دامن مادر مهربانم بوده ؛ علاوه بر صنعتهايى كه مادرم مرا تعليم نموده ؛ از قاليبافى و قلابدوزى و هر قسم خياطى و جوراببافى و علم خانهدارى كه مهمترين امور است براى زنان ؛ و اين دو دختر من شمس الشريعه و بدر الشريعه نيز در دامن من به همين علوم و صنايع مشغولند و روزبهروز حيا و عفّت و علم و عمل و ترس از خدا و طهارت و عصمت آنها افزوده مىشود . به خدا قسم اگر پدر و مادر يك جو به فرزند خود عاطفه و علاقه داشته باشند ، دختران خود را به اين مدارس حاليّه كه در واقع به منزلهء كلاسهاى تهيّه براى ما تشكه خانههاى خارجه است ، نمىفرستادند و لكن چه كنيم كه يد اجنبى در پشت پردهء مرموزه عامل قوىّ است فعلا ؛ و ما در مملكت خودمان از خود چيزى نداريم و وجود ما به قول علما وجود حرفى آلى است . هرچه داشتيم از دست داديم ؛ ديانت و غيرت و حميّت از پدرها رفته ، عفّت و حيا و عصمت هم از مادرها رخت بربسته ؛ و كموبيش قصد مسافرت به اروپا را دارد . چنانچه مولا امير المؤمنين عليه السلام فرمود در جزء وصاياى خود به امام حسن مجتبى : ولدى حسن ! اللّه اللّه فى القرآن ، فلا
--> ( 1 ) . كلاسها !